کد استان قزوین 115               شماره ثبت 3024
         انجمن خیریه حمایت از بیماران کلیوی
استان قزوین                                                                                              سال 97 «حمایت از کالای ایرانی»  
                                                                    




جستجوی ساده
مطالب
       
نماد اعتماد الکترونیکیpeywand115.ir
دفاتر نمایندگی انجمن در استان قزوبن
موقعیت انجمن کلیوی قزوین در گوگل مپ
انجمن کلیوی قزوین سعدی شمالی
استفتاء از حضرت آیت الله خامنه ای
 

  وَ مَنْ أَحْیَاهَا فَکَأَنَّمَا أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعًا 
و هـر كـس نفسی را زنـده كـنـد گويا همه مردم را زنده كرده
است
(سوره مائده آیه  32)




استفتاء از حضرت آیت الله خامنه ای

سؤال: بعضى از افراد دچار ضایعات مغزى غیر قابل درمان و برگشت مى‏شوند که بر اثر آن، همه فعالیت‏هاى مغزى آنان از بین رفته و به حالت اغماى کامل فرو مى‏روند و همچنین فاقد تنفس و پاسخ به محرّکات نورى و فیزیکى مى‏شوند، دراین گونه موارد احتمال بازگشت فعالیت‏هاى مذکور به وضع طبیعى کاملاً از بین مى‏رود و ضربان خودکار قلب مریض باقى مى‏ماند که موقّت است و به کمک دستگاه تنفس مصنوعى انجام مى‏گیرد و این حالت به مدّت چند ساعت و یا حداکثر چند روز ادامه پیدا مى‏کند، وضعیت مزبور در علم پزشکى مرگ مغزى نامیده مى‏شود که باعث فقدان و از دست رفتن هر نوع شعور و احساس و حرکتهاى ارادى مى‏گردد و از طرفى بیمارانى وجود دارند که نجات جان آنان منوط به استفاده از اعضاى مبتلایان به مرگ مغزى است، بنا بر این آیا استفاده از اعضاى مبتلا به مرگ براى نجات جان بیماراندیگر جایز است؟
پاسخ: اگر استفاده از اعضاى بدن بیمارانى که در سؤال توصیف شده‏اند براى معالجه بیماران دیگر، باعث تسریع در مرگ و قطع حیات آنان شود جایز نیست، در غیر این صورت اگر عمل مزبور با اذن قبلى وى صورت بگیرد و یا نجات نفس محترمى متوقف بر آن عضو مورد نیاز باشد، اشکال ندارد.
 
 
استفتاء ازحضرت آیت الله مکارم شیرازی


سؤال: اگر کسى در حال حیات وصیّت کند که بعد از مرگش اعضاى بدنش را در اختیار بیماران نیازمند به آن اعضا قرار دهند، آیا ورثه مى توانند از این کار جلوگیرى کنند؟
پاسخ: جلوگیرى ورثه تأثیرى در این مسأله ندارد و در صورتى که آن اعضا، براى نجات جان بیماران لازم باشد برداشتن آن جایز است و همچنین اگر براى نجات عضو مهمّى مانند چشم باشد.